
نام کتاب: من گنجشک نیستم
نویسنده: مصطفی مستور
ناشر: نشر مرکز
چاپ اول: 1388
تعداد صفحه: 86ص
قیمت: 1900 تومان
غرض نقشی ست کز ما باز ماند/ که هستی را نمی بینیم بقایی

نام کتاب: من گنجشک نیستم
نویسنده: مصطفی مستور
ناشر: نشر مرکز
چاپ اول: 1388
تعداد صفحه: 86ص
قیمت: 1900 تومان
نام کتاب: دین بودا
نویسنده: برادلی هاکینز
مترجم: حسن افشار
ناشر: نشر مرکز
چاپ اول: ۱۳۸۲
چاپ دوم: ۱۳۸۴
قیمت چاپ دوم: ۱۶۰۰تومان
تعداد صفحه: ۱۴۰ ص
این کتاب که از آغاز دین بودا تا وضعیت این دین در عصر حاضر در اقصی نقاط دنیا اطلاعات مختصری ارائه می کند مرجع مناسبی برای شروع مطالعه در مورد دین بودا می باشد.
همچنین دراین کتاب ضمائم کاربردی وجود دارد از جمله گاهشمار دین بودا، واژه نامه، فهرست اعیاد، منابع قابل مراجعه
قسمتی از این کتاب:
عمل خوب به نتیجه خوب خواهد انجامید و عمل بد نتیجه بد به بار خواهد آورد. این بدان معناست که به چیزی بیرون از خویشتن خویش نباید امید بست. انسان به عمیق ترین معنا خودش است و خودش. هیچ عامل فوق طبیعی نیست که انسان را از چرخه مرگ و زندگی برهاند. راهنمایان تنها می توانند راه را نشان دهند.
گه گیجه بگیرد
و مرا گم کند .
به نقل از: وهم سبز http://www.vahmisabz.blogfa.com

من بانگ مي زنم
کاي شبچراغ مهر
ما با سياهکاري شب خو نمي کنيم
مسپارمان به ظلمت جاويد
هرگز زمين مباد
از دولت نگاه تو نوميد
نوري به ما ببخش
بر ما دوباره از سر رحمت بتاب ماه
فریدون مشیری
آی ای پیامبر بی چاره
می دانم
در آن هنگامه که اسبان سرکش دلیجان را می کشی
و
ضربه سم آنان را بر پشت خود تحمل می کنی
دیگران
در آن دلیجان
در آغوش گرم هم آرام خفته اند
یا
در هوس هاشان غرقه اند
نگو
خود می دانم
آن هنگام که در میعادگاه دست در دست یکدیگر پیاده می شوند
یا
بی درنگ خود را به آغوش یار منتظر می افکنند
و بی شرمانه برای یک دیگر از رنج سفر می گویند
پاره پاره های تو را
که باد می برد
نمی بینند
و رسیدن را
معجزه می پندارند
نام کتاب: بیگانه (با مقدمه ای از ژان پل سارتر)
نویسنده: آلبر کامو
مترجم: جلال آل احمد – اصغر خبره زاده
ناشر: کانون معرفت
این رمان که اولین بار توسط جلال آل احمد و آخرین بار توسط لیلی گلستان ترجمه شده است(و نشر مرکز منتشر کرد) توسط افراد دیگری نیز ترجمه شده است و هنوز پرطرفدار است به طوری که ترجمه لیلی گلستان که در سال 86 وارد بازار شد به سرعت به چاپ بعدی رسید. گفته می شود این رمان با رمان "مرگ خوش(به تازگی ترجمه شده)" که قبل از این داستان نوشته شده و و با "افسانه سیزیف(قابل دانلود است)" که بعد از بیگانه نوشته شده است در ارتباط است. برای درک این داستان تماما فلسفی باید بارها آن را خواند و مقالاتی که درباره آن نوشته شده است را بررسی است.
خلاصه داستان:
"امروز، مادرم مُرد. شاید هم دیروز، نمی دانم." بیگانه که ...

نام کتاب: صحرای محشر(ممنوع الچاپ)
نویسنده: محمدعلی جمال زاده (پدر داستان نویسی نوین ایران)
موضوع: داستان
ناشر: کانون معرفت (احتمالا تعطیل شده)
چاپ اول: ۱۳۲۳
"صحرای محشر" داستانی از روز قیامت و شرح از قبر برخاستن مردگان و برپا شدن مقدمات محکمه عدل الهی و حاضر شدن افراد در برابر میزان سنجش اعمال و رسیدگی به احوال افراد است که در بستری از طنز ظریف به انتقاد از برخی افراد، عقاید، رفتار، خرافات و عوام فریبی ها می پردازد. در واقع این داستان مجموعه ای از داستان های کوتاه شامل شرح حال افراد مختلف در روز قیامت است از پیامبران گرفته تا شیخ و ملا و معتاد و خسیس و ساده لوح و ... حتی شرح حالی از بزرگانی چون ابوسعید ابوالخیر و خیام می گوید که یکی از زیباترین بخش های این کتاب همین گفتگوی خیام و خداوند است.
شاید امروز که بیش از شصت سال از نوشتن این کتاب می گذرد مردم امروز بنا به تجربیاتی که پشت سر گذاشته اند روشن تر و آگاه تر از مردمان آن روزگار باشند و به نظر خواننده امروز این انتقادات چندان جسورانه نباشد اما توصیفات بسیار زیبا، نازک اندیشی ها، آیات و ضرب المثل ها و ابیات بجا و طنز ظریف آن، کتاب را خواندنی کرده است بعلاوه چون در توصیف وقایعی که رخ می دهد فرهنگ و زبان دوره نوشتن کتاب بسیار تاثیر داشته است و از آدم ها، مشاغل و اصطلاحاتی نام می برد که امروز دیگر خبری از آنها نیست کتاب خواننده را تا انتها با خود نگه می دارد و صفحه به صفحه شوق او را برای خواندن تازه می کند. (شاید ممنوع الچاپ بودن این کتاب گواهی باشد برآنکه هنوز این کتاب خواندنی است)

به مناسب درگذشت نادر ابراهیمی پیشگفتار نخستین کتاب او(خانه یی برای شب) را مرور می کنیم.
خانه یی برای شب
نویسنده: نادر ابراهیمی
چاپ اول: 1341(ناشر نامعلوم)
و این زمان مرد دیگری آغاز می کند
که هنوز طعم تلخ شکستگی دل را نچشیده است
و دشنام دیگران، چون تیرهای زهر به دل او ننشسته است
و ستایش ایشان، او را به ورطه های خالی تحسین خویش نیفکنده است...
که هنوز دیوارهای سخت، تنه ی ستبر خویش را بر او نکوبیده اند
و سینه اش را مدال های افتخار نیاراسته است
و جوی های گل آلود، خود را به زیر پای او نکشیده اند
و چاه های میان تهی در پیش گام های او دهان بازنکرده اند.
و او، این تازه سفر کرده ی تنها، می خواهد که سوار بر اسبهای سرکش نثر، در راه های نکوبیده بتازد و از حصارهای حصین شهری که بسیار، در پای دروازه هایش نشسته اند بگذرد.
که اگر نتواند، بی شک بازخواهد گشت
وچون کهنه قبایی شایسته ی سوختن، خویشتن را به دروازه های این حصار نخواهد آویخت و بست نخواهد نشست.
این زمان، مرد دیگری آغاز کرده است.


به نام خداوند جان و خرد کزین برتراندیشه برنگذرد
روز حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد
باشد که ایرانی بمانیم
نام کتاب: زوربای یونانی
نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس
مترجم: محمد قاضی
نه آرزوئی دارم، نه میترسم. من آزادم
پنجاه سال از درگذشت نیکوس کزانتزاکیس،نویسنده و شاعر معروف یونانی میگذرد. “زوربای یونانی”، “مسیح بازمصلوب”، ” آخرین وسوسه مسیح” و “برادرکشی” آثاری هستند که نام او را در ذهن ها جاودانه کرده است.
و اما زوربای یونانی
این اثر توسط مترجمان دیگری از جمله محمود مصاحب و توسط ناشران دیگری به غیر از آنچه ما معرفی می کنم به بازار آمده به نظر ترجمه محمد قاضی ایرادی ندارد
منجی در صبح نمناک(نمایشنامه)
نویسنده: اکبر رادی
ناشر: کتاب زمان
چاپ اول: پاییز 1365
این نمایشنامه که در بهار سال 1357 می گذرد داستان نمایشنامه نویس مشهوری است که به علت نوشتن نمایشنامه های سیاسی و سیاه و اینکه بسیاری از دانشجویان تحت تاثیر او هستند، حکومت در صدد حذف این نویسنده برمی آید که این کار توسط بهترین دوستان او که نسبت به موقعیت اجتماعی او حسادت می کنند انجام می شود و به خاطر عدم درک موقعیتش توسط همسرش این کار با شدت بیشتری رخ می دهد و نویسنده ای که تا دیروز شهرت فراوانی داشت اما امروز دیگر حتی یک تریبون ندارد که تهمت های منسوب به خود را تکذیب کند.
روند این نمایشنامه به گونه ای بیان روند تحولات اجتماعی آن روزگار است که روز به روز بر شدت اختناق در جامعه افزود می شد و نهایتا جوانان قلم به زمین گذاشند و اسلحه برداشتند. شاید منجی جوانانی هستند که وجود آنان انکار نشدنی ست و همیشه وجودشان خون تازه ای در رگ های جامعه می باشد.
گفتگوهای این نمایشنامه بسیار خوب بیان شده و داستان به گونه ای پیش می رود که خواننده لحظه به لحظه به ادامه آن مشتاق تر می شود. این نمایشنامه نه تنها بعد سال ها هنوز تازه و خواندنی ست که حتی شخصیت های آن هنوز در جامعه دیده می شوند زیرا نویسنده یک حقیقت را بیان کرده است.
"کتاب هایی که خوانده ام" سه ساله شد
این نهال کوچک، فراموشی باغبان را به حساب بی مهری اش نخواهد گذاشت و روزی به بار خواهد نشست.و از باغبان فراتر خواهد رفت.
"ارداویراف نامه"(بهشت و دوزخ در آیین مزدیسنی) از متون ارزشمند دین زردشت است که شرح سفر معنوی ارداویراف نامی است به دوزخ، برزخ و بهشت به همراه "ایزد سروش" و "ایزد آذر" و بیان حال آنان که از دنیا رفته اند و وصف چگونگی پاداش نیک کرداران و بادافراه(کیفر) بدکاران. تاریخ تالیف این کتاب به درستی معلوم نیست اما آنچه از متن کتاب برمی آید تاریخ تالیف کتاب زودتر از سده سوم هجری برابر با سده نهم میلادی نبوده است .
ارداویراف نامه شباهت عجیبی به "کمدی الهی" دانته دارد و جای تعجب است اگر دانته را از این اثر بی اطلاع بدانیم پس بدین ترتیب هزار سال پیش از دانته نظیر کتابی که آن را بزرگ ترین اثر نبوغ ادبی اروپا لقب داده اند در ایران وجود داشته است بر خلاف اثر دانته که از آغاز مورد بحث و تجلیل قرار گرفته این کتاب ایرانی گمنام مانده است. (یا گمنام نگه داشته شده است) مطالعه این کتاب برای آنان که علاقمند به دین زردشت هستند بسیار مفید است چون توصیفاتی در این کتاب از بهشت و دوزخ ارائه می شود نشات گرفته از باورهای دین زردشت است. و این کتاب برای محققین نیز جای کار بسیاری دارد.